روزنامه جام جم:هنرنمایی موتورسوار نمینی با چشمان بسته

علی برجی ۱۰ کیلومتر را به شکل برعکس و با چشمان بسته موتورسواری می‌کند

مشاهده هنرنمایی موتورسواران ماجراجویی که از تپه‌هایی با شیب بسیار تند بالا می‌روند یا پرش‌های بلند انجام می‌دهند، لذت‌بخش است و آدرنالین خون را حسابی بالا می‌برد.

motor متورسواری نمینی
 این صحنه ها را همه از نزدیک یا از تلویزیون دیده ایم، اما آیا تا حالا دیده یا شنیده بودید موتورسواری به شکل برعکس و با چشمان بسته موتورسواری کند؟ این ماجرا واقعی است و انجامش برای مرد نمینی نه تنها سخت و دشوار نیست که بسیار هم آسان است و او از این شیوه ماجراجویی حسابی لذت می برد. در تمام جهان تعداد ماجراجویانی که به شکل برعکس موتورسواری می کنند، به تعداد انگشتان دست می رسد. علی برجی سی وشش ساله هم یکی از آنهاست.

علی برجی را مردم نمین خوب می شناسند. موتورسواری که به خاطر انجام حرکات خاص و جالب، حسابی اسم و رسمی به هم زده است و همه او را به عنوان موتورسواری که حرکات آکروباتیک انجام می دهد و مهم تر از همه کیلومترها با چشمان بسته به شکل برعکس موتورسواری می کند، می شناسند. شهرت او از مرزهای شهرش هم گذشته و حالا مسئولان او را به برخی مراسم ورزشی شهرشان دعوت می کنند تا همه را با حرکات آکروباتیکی اش انگشت به دهان بکند.

همه چیز به زمانی برمی گردد که او ماجراجویانی را از تلویزیون دید که با موتورشان حرکات آکروباتیک انجام می دادند. همین مساله عشق به انجام چنین حرکاتی را در وجود او از دوران کودکی تقویت کرد. عشق به موتور سواری در سیزده چهارده سالگی به اوج خودش رسید و در آن سال ها وقتی پدرش از مزرعه به خانه برمی گشت، منتظر فرصتی بود تا موتور قدیمی روسی پدر را بردارد و با آن تمرین کند. علی به محض این که پدر به خانه برمی گشت، دور از چشم او موتور را برمی داشت و در مکان دنج و خلوتی با آن حرکات آکروباتیک انجام می داد. وقتی پدر از او می پرسید با موتور به کجا می رود، علی جواب درست و حسابی نمی داد و به او نمی گفت ماجرا از چه قرار است.علی می گوید: «برای تمرین تنها نمی رفتم و همراه دوستم که او هم موتور داشت از نمین تا تونل گردنه حیران موتورسواری می کردیم. یک بار دوستم گفت می توانی فرمان موتور را رها کنی؟»

این پیشنهاد کافی بود تا علی جدی تر به این فکر بیفتد که کاری متفاوت با آنچه بقیه موتورسواران می کنند، انجام بدهد. فکر جالب این بود که به شکل برعکس روی موتور بنشیند و وسیله نقلیه را با چشمان بسته هدایت کند. او همیشه بین ساعات دو و نیم تا چهار صبح با موتورش در جاده ها حرکات مختلف آکروباتیک انجام می داد. او این ساعت را انتخاب می کرد تا جاده خلوت باشد و خودروهای عبوری در حال تردد نباشند و برای کسی مزاحمتی ایجاد نکند. اوایل به این نوع موتور سواری چندان مسلط نبود و بیش از چند صد متر را نمی توانست در حالت برعکس موتورسواری کند، اما با بیشترشدن تمرینات، حالا کیلومترها به شکل برعکس موتور می راند بدون این که اتفاقی برای او بیفتد.

وقتی از علی می پرسیم چطور در حالتی که برعکس روی موتور نشسته است آن را هدایت می کند، می خندد و می گوید: «اصلا کاری ندارد. من با استفاده از یک کش گاز و کلاج را به هم می بندم که از جایشان تکان نخورند و پس از تنظیم سرعت در حد چهل پنجاه کیلومتر حرکت می کنم. البته مسیری که در آن هستم هم باید هموار باشد تا موتور منحرف نشود و در ضمن یک نفر هم همیشه من را با گوشی تلفن همراه هدایت می کند تا به سمت چپ یا راست بپیچم. پیچیدن به سمت راست یا چپ هم کار سختی نیست و براحتی و با متمایل کردن بدنم، موتور را به سمتی که می خواهم بروم، هدایت می کنم.» شیرین کاری های علی با موتور به همین ختم نمی شود و او به شکل ایستاده و زمانی که در حال بازی با سه تخم مرغ در دستانش است، موتورسواری می کند. با این که کار خطرناکی انجام می دهد، اما تا الان اتفاق بدی برای او نیفتاده است.

دغدغه بزرگ

بزرگ ترین دغدغه علی این است که به نحوی نام ایران و حرکات جالبی را که با موتور انجام می دهد در سطح دنیا مطرح و نامش را وارد کتاب رکوردهای گینس کند، اما او برای انجام این کار به یک اسپانسر و حامی مالی نیاز دارد. آن گونه که موتورسوار جوان تعریف می کند، ظاهرا کسی در ایران از او حمایتی نکرده است و هیچ یک از کارخانه ها وشرکت های ایرانی برای اسپانسری او پیشقدم نشده اند. علی هنوز هم امیدش را از دست نداده است و از مسئولان ذی ربط می خواهد از او حمایت کنند. از قرار معلوم یکی از پزشکان ساکن تهران می خواهد با برادرش که در آمریکا زندگی می کند، صحبت کند تا او برای موفقیت علی برجی سرمایه گذاری کند و نام این ماجراجوی جوان در گینس ثبت شود، اما موتورسوار جوان خیلی علاقه دارد یکی از کارخانه های معروف دنیا اسپانسرش شود. او می گوید: «یکی از این کارخانه ها حامی بسیاری از موتورسواران است و حتی قهرمان فرمول یک هم یکی از اعضای مورد حمایت این کارخانه است. این شرکت در ایران هم نمایندگی دارد. قرار است یکسری مدارک به آنها بدهیم و بعد از مطالعه در مورد آن تصمیم بگیرند. البته خیلی دوست دارم فیلمی از کارهایم داشته باشم، اما برآورد کردیم و دیدیم هزینه اش خیلی سنگین است و برای من پرداخت چنین چیزی مقدور نیست. یکی از موتورهایی که دوست دارم با آن برنامه اجرا کنم موتور بی.ام. و است، اما خیلی گران است و من زورم نمی رسد بخرم.»

با این که علی با نماینده این کارخانه معروف مذاکراتی داشته است، اما به همین بسنده نکرده و برای پیش بردن کارش از طریق اینترنت با کارخانه حامی موتورسواران وارد مذاکره شده است. او حرف هایش را این طور ادامه می دهد: «من صاحب رکورد کشوری و جهانی در برعکس سوارشدن موتور و طی مسیر با چشمان بسته به طول ده کیلومتر هستم و حاضرم در صورت حمایت های مسئولان رکوردم را که در دنیا بی سابقه است، در گینس به ثبت برسانم.»

علی در حالی با این مشکلات مواجه است که به گفته رئیس هیات اتومبیلرانی و موتورسواری اردبیل کشورهای عراق و امارات از این موتور سوار خواسته اند طرح خود را به نام آن کشورها ثبت کند، ولی جوان ایرانی حاضر به انجام این کار نشده است.

بچه هایم موتورسواری را دوست ندارند

پدر علی حالا سن و سالی از او گذشته و پیر شده است، اما گویا از کارهای پسرش خبر داشته، اما به روی خودش نمی آورده است. با این که خود علی موتورسواری می کند، اما دو پسر و یک دختر او هیچ علاقه ای به ماجراجویی و تقلید حرکات پدرشان ندارند. او می گوید موتورسواری به این شکل کار خطرناکی است و تازه اگر بچه هایش علاقه مند بودند تا راه او را ادامه بدهند، به هیچ وجه به آنها اجازه نمی داد دنباله رو وی باشند، البته همسر و پدر علی وی را حسابی تشویق می کنند. مردم شهرهایی هم که او را در حال هنرنمایی می بینند با این که از کارهای او می ترسند، اما تشویقش می کنند. یکی از طرفداران پروپا قرص علی در زمینه موتورسواری حسین رضازاده است. برجی می گوید: «یک روز آقای رضازاده به لنگرود آمده بود. رفتم به او گفتم من می توانم با موتور حرکات جالبی اجرا کنم. برنامه ام را برایش اجرا کردم. صورتم را بوسید و گفت همشهری برایمان افتخار کسب کردی. برای این که کمکی به من کرده باشد به تربیت بدنی اردبیل سفارش کرد تا هوای من را داشته باشند. به خاطر کاری که می کنم به برخی مراسم دعوت می شوم. خوب یادم نیست، اما سال ۸۴ بود که به مناسبت هفته نیروی انتظامی به پیست اتوموبیلرانی آزادی دعوت شدم و با موتور حرکات آکروباتیک انجام دادم. همان برنامه ای که مرحوم جواد فالیزوانیان حضور داشت و آن اتفاق دردناک برایش افتاد.»

فالیزوانیان روز حادثه در پیست موتورسواری ورزشگاه آزادی قصد داشت با عبور از ۲۲ اتوبوس به مسافت ۶۶ متر رکورد جدیدی برای پرش با موتور ثبت کند. برنامه او از تلویزیون به طور مستقیم پخش می شد، اما با وقوع سانحه پخش تلویزیونی قطع شد. فالیزوانیان با چرخ عقب روی اتوبوس سیزدهم فرود آمد و از روی اتوبوس چهاردهم در فضای خالی میان اتوبوس چهاردهم و پانزدهم به سمت زمین حرکت کرد. موتور وارد اتوبوس پانزدهم شد و فالیزوانیان پس از پرتاب به هوا روی اتوبوس شانزدهم فرود آمد. او قبل از پرش چند بار جلوی سکوی پرش پیش آمد، اما ناگهان مسیرش را عوض کرد و از گوشه پیست به راه خود ادامه داد. چند دقیقه قبل از پرش هم وقتی می خواست خودش را گرم کند، دو بار با موتور به زمین خورده بود. فالیزوانیان در این حادثه جانش را از دست داد.

علی برجی، خاطره بامزه ای هم از زمانی که مردم سربه سر او می گذارند، تعریف می کند: «یک روز مشغول انجام حرکات آکروباتیک بودم و ماشینی هم کنارم بود. یکدفعه یکی از سرنشینانش بی دلیل یک ظرف ماست روی صورتم پاشید و رفت.» او در ادامه می گوید: «در مقابل تشویق های دیگران خیلی خوشحال می شوم. همین که می بینی با دیگران متفاوت هستی حس خیلی خوبی است. قهرمان چه حسی دارد؟ من وقتی با موتورم حرکات آکروباتیک انجام می دهم، دقیقا چنین حسی دارم.»

لیلا حسین زاده

هشدار

هرگز سعی نکنید از علی تقلید کنید. چنین کارهایی به مربی، موتور ایمن، پیست استاندارد، تمرین کافی و اطلاعات علمی لازم نیاز دارد. تقلید از علی در کوچه و خیابان و با موتورهای معمولی می تواند به قیمت جانتان تمام شود. / ضمیمه تپش- روزنامه جام جم

print

Post Author: فرهنگ نمین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *