مقصود حقیقی از اُمّی بودن حضرت محمد (ص)

حضرت محمد (ص)

نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غَمزه، مسئله آموزِ صد مُدَرِّس شد.

قرآن کریم، سوره علق، آیات ۱ تا ۵ :

((بخوان بنام پروردگارت که آفرید)). ((انسان را از خون بسته آفرید)). ((بخوان که خدایت از همه کریم‌تر است)). ((همان که (نوشتن را) به وسیله قلم آموخت)). ((به انسان، آنچه را که نمی‌دانست آموخت)) ‬

طبق نظر همه مفسرین، این ۵ آیه، سر آغاز نزول وحی بر پیامبر اسلام (ص) بوده و چنانکه ملاحظه می‌شود، در این آیات، خداوند پیش از نزول آیات الهی، امر به آموختنِ خواندن و نوشتن فرموده، که اشاره روشنی بر اعطای این توانایی‌ها به حضرت محمد (ص) داشته و یکی از معجزات غیر قابل انکار حضرت پیامبر اکرم (ص) می‌باشد، چرا که به اعتقاد همه مورخین اسلام و حتی مستشرقین غیر مسلمان، ناخوانده و نانویسنده بودن آن حضرت تا قبل از بعثت، بر همگان محرز است. ‬‬‬‬‬‬‬

در کتاب ((توحید)) تألیف شیخ صدوق، چاپ دارالمعرفه، صفحه ۴۱۹ و کتاب ((عیون الاخبار الرضا)) نیز آمده است که حضرت رضا (ع) در مناظره ای با علمای ادیان مختلف و خطاب به ((رأس الجالوت)) عالِم یهودی چنین فرموده :‬‬‬

((از جمله دلایل صدق نبوت حضرت محمد (ص) آن است که او یتیمی تهیدست و چوپان بوده و با اینکه هیچ کتابی نخوانده و نزد هیچ استادی نرفته بود، کتابی آورده که حقانیت پیامبران و خبر گذشتگان و آیندگان در آن آمده است)).

طبق آیات مزبور، روشن است که خداوند همزمان با نزول وحی، هر آنچه که بوده را به پیامبرش آموخته، امری که به وسیله حضرات امامان علیهم السلام نیز تأیید شده است، چنانکه در ((تفسیر قرآن شریف لاهیجی)) ذیل این آیات چنین آمده:

((در کتاب)) علل الشرایع ((جعفر بن محمد صوفی، به نقل از حضرت امام محمد باقر (ع) آورده است که آن حضرت پیش از جواب به اینکه چرا به حضرت رسول اکرم (ص) اُمّی می‌گویند ابتدا از او پرسید که عوام چه استنباطی از کلمه)) امّی ((دارند؟ جعفر بن محمد صوفی عرض کرد که می‌گویند: ))ناخواننده و نانویسنده ((. حضرت امام باقر (ع) متغیّر شده و فرمودند که این حرف دروغ است، لعنت بر گویندگانِ این تهمت و این دروغ باد، چگونه ممکن است شخصی که قرآن و حکمت آموزش می‌دهد، خودش نخواند و ننویسد، به خدا قسم که حضرت رسول اکرم (ص) به هفتاد و دو زبان می‌خواندند و می‌نوشتند و منظور از اُمّی بودن پیامبر، اهلِ اُمّ القراء، یعنی اهل مکه بودنِ ایشان می‌باشد. سپس فرمودند که اگر چنین بود، چگونه خداوند در آیه ۲، سوره جمعه فرموده که)) اوست آنکه در میان اُمییّن (اهل مکه) پیامبری از میان خودشان برانگیخت که آیات او را بر ایشان می‌خواند و پاکشان می‌سازد و به آنان کتاب و حکمت می‌آموزد، در حالی که در گذشته، در گمراهی آشکاری بودند ((؟، باز فرمودند که مراد از)) اُمییّن ((اهالی مکه است، چرا که مکه را)) اُمّ القُراء ((یعنی مادر قریه‌ها و مردمِ آن‫را)) امّییّن ((یعنی اهالی)) امّ القراء ((گفته‌اند، چنانکه در سوره انعام، آیه ۹۲ نیز خداوند می‌فرماید: ))و این کتابی‫ست مبارک که ما نازل نمودیم (کتابی) که تصدیق کننده کتاب‌های آسمانیِ پیش از خود است تا اُمّ القُراء (مکه) و هر کس که پیرامون آن است را هشدار دهی … ((و به این دلیل بوده که خداوند، حضرت پیامبر (ص) را اُمّی خطاب کرده، چرا که آن حضرت اهل)) ام القُراء ((یعنی اهل مکه بوده‌اند.))‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

در آیات ۲ و ۳ سوره بیَّنه و آیه ۱۵۱ سوره بقره نیز مستندات محکم دیگری بر صحت این امر وجود دارد، آنجا که چنین آمده:

((پیامبری از سوی خدا که صحیفه های مقدس و پاکی را بر آن‌ها می‌خواند)). ((که در آن‌ها، نوشته های استواری‫ست)). ((چنانکه در میان شما پیامبری از خودتان فرستادیم تا آیات ما را بر شما تلاوت کند و پاکتان سازد و شما را کتاب و حکمت بیاموزد و آنچه را که نمی‌دانستید تعلیمتان دهد)) ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

بدین ترتیب محرز می‌گردد پیامبری که کتاب و صحیفه های مقدس و سخنان حکمت آموز و معجزآسا را به مردم می‌آموزد، حتی اگر کاتبانی داشته باشد، قطعاً خود قادر به خواندن و نوشتن بوده و دانا به حکمت‌هاست. پیامبری‫ست که به صراحت قرآن کریم، به انسان‌ها کتاب و حکمت آموخته و آنچه را که نمی‌دانستند آموزش داده است، لذا با عنایت به این امر مهم روشن می‌شود که علم و دانشِ کاتبان نمی‌توانسته در مرحله ای فراتر از پیامبر خدا بوده باشد، فقط آنکه حضرت پیامبر (ص) شخصاً اقدام به نوشتن نمی‌فرموده است. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

آیا می‌توان فرض کرد که کاتب وحی‌ای، نوشته خود را نزد پیامبر برده و در مورد صحت آن، از ایشان سؤالی کرده و آن حضرت فرموده باشد که نمی‌توانم بخوانم، برایم بلند بخوان تا بدانم درست است یا خیر!؟. در صورت بروز چنین امری، آیا آن کاتب، داناتر از پیامبر (ص) نخواهد بود!؟ و می‌دانیم که در هیچ جای تاریخ اسلام، چنین امری واقع نشده است. ‬‬‬

اکنون باید اذعان داشت پیامبری که اِشراف بر هر چیزی داشته، به طور قطع، می‌توانسته با علم لَدُّنی، هم بخواند و هم بنویسد و اگر مطلبی ننوشته، حکمتی داشته که علت آن‌را خداوند در سوره عنکبوت آیه ۴۸ چنین بیان فرموده است: ‬

((و تو پیش از (نزول قرآن) هیچ کتابی را نمی‌خواندی و (مطلبی را) نمی‌نوشتی، (چرا) که در این صورت، باطل گرایان به تردید می‌افتادند)) ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

از این آیه نیز به وضوح پیداست که آن حضرت، تا قبل از بعثت، چیزی را ننوشته‌اند، ولی این امر با داشتن علم و قدرت‌های الهی، هیچ منافاتی نداشته و ندارد، توانایی‌هایی که پس از بعثت، به منصه ظهور رسیده، هرچند که چیزی را به دست خود ننوشته باشند. ‬‬‬‬

بر اساس مستندات تاریخی و راویان صدر اسلام، در شرح حال حضرت رسول اکرم (ص) پیش از بعثت، هیچ‌گونه سابقه ای از آموختن خواندن و نوشتن وجود نداشته و مستشرقین معتبر و غیر مسلمان نیز همین امر را تصریح نموده‌اند، مستشرقینی همچون ((کارلایل)) در کتاب ((الابطال)) و ((ویل دورانت)) در کتاب ((تاریخ تمدن)) و ((جان داون پورت)) در کتاب ((عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن)) و ((گوستاو لوبون)) در کتاب ((تمدن اسلام و عرب)). بدین ترتیب یکبار دیگر مُسلَّم می‌شود که حضرت محمد (ص) هیچ گاه، هیچ درسی از هیچ استادی، نیاموخته است. ‬

((بلاذری)) در کتاب ((فتوح البلدان)) با ذکر سند، روایت کرده است که در هنگام ظهور اسلام، به غیر از حضرت علی (ع) فقط چند نفر در مکه باسواد بوده‌اند که اکثر آنان از معاندین اسلام و دشمنان پیامبر محسوب می‌گردیده اند، معاندینی همچون ابو عبیده جراح و معاویه بن ابی سفیان. در میان زنان نیز ((شفا)) دختر عبدالله عُدوی بوده که سوادی داشته و همان کسی‫ست که به دستور حضرت پیامبر (ص) خواندن و نوشتن را به ((حفصه)) همسر آن حضرت، آموخته است. ابن خلدون نیز در کتاب خود بیان کرده که عایشه خواندن را می‌دانسته ولی قادر به نوشتن نبوده است. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬

نکته مهم دیگری که باید به آن توجه داشت این است که به موجب قرآن کریم، هرگاه خداوند اراده می‌فرموده، هر اندازه از حکمت و قدرت و علم را که می‌خواسته، به پیامبرانش عطا می‌فرموده است و خواندن و نوشتن، قطره ای‫ست ناچیز از دریای بیکران عطاها و عنایت‌های خداوندی، چنانکه در سوره بقره آیه ۲۶۹ چنین آمده:‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

((او (خداوند) به هرکس که بخواهد حکمت می‌بخشد و به هرکس که حکمت بخشید بی‫شک، به او خیر بسیاری عطاء فرموده و جز خردمندان پند نمی‌گیرند)) ‬‬‬‬‬‬‬

در خصوص توان خواندن و نوشتن حضرت محمد (ص)، آیات دیگری در قرآن کریم وجود دارد که مؤید این امر می‌باشد، آنجا که در سوره های اَعلی آیه ۶ و نساء آیه ۱۱۳ و نجم آیه ۵ و مزمل آیات ۱ و ۲ و ۳ و ۶، خداوند در خطاب به پیامبرش چنین فرموده است:‬‬‬

((بزودی به تو قدرت خواندن می‌دهیم که هیچ فراموش نکنی)). ((و خداوند بر تو کتاب و حکمت نازل کرد و چیزهایی را که نمی‌دانستی به تو آموخت)). ((او را (پیامبر را) کسی که بسیار قدرتمند است (جبرئیل) تعلیم داده)). (( (ای پیامبر) ای مردِ جامه به خود پیچیده)). ((شب را (به عبادت) برخیز، به غیر از اندکی (از آن) )) . ((بی‫گمان، برخاستن در شب (برای عبادت) سخت‌تر است و برای خواندن و قرائت قرآن، استوارتر)) ‬‬

در این آیات صراحتاً عنوان شده که ((پیش از نزول قرآن)) حضرت پیامبر (ص) هیچ کتابی را نخوانده و هیچ مطلبی را به دست خود ننوشته است، ولی ((پس از نزول وحی)) و مبعوث شدن به پیامبری، توانایی‌هایی شگفت از ایشان ظاهر گردیده که از معجزات آن حضرت است، چنانکه طبق آیه مزبور، قرآن خوانی شبانه، به آن حضرت سفارش اکید شده خاصه آنکه می‌بایست قرآن را بسیارشمرده و با تأنّی می‌خوانده‌اند. ‬‬‬‬‬‬‬‬

علت نخواندن و ننوشتن پیامبر اکرم (ص) تا پیش از نزول وحی نیز خواست خداوند برای ممانعت از سخنان یاوه و تهمت‌های کافران بوده که اگر غیر از این بود، کافران و بَد اندیشان، بازار هرگونه افترایی را داغ کرده و مردم را به شک و تردید می‌انداختند. اما از آنجا که همگان از سابقه زندگی آن حضرت مطلع بوده و به خوبی می‌دانسته‌اند که پیامبر برای خواندن و نوشتن از کسی آموزشی نگرفته، لذا راه هر تهمتی بر روی معاندین بسته شده است، چنان‫که در سوره فرقان آیه ۵ و سوره یونس آیه ۱۶ چنین آمده : ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

((و (کافران) گفتند که (قرآن) افسانه های پیشینیان است که آن‌ها را به درخواست او (پیامبر) برایش نوشته‌اند و هر صبح و شام بر او املاء می‌شود)). ((بگو: اگر خداوند می‌خواست، آنرا (قرآن را) بر شما نمی‌خواندم و (خداوند) هم شما را از آن آگاه نمی‌ساخت بنگرید که پیش از این، عمری را در میان شما زندگی کرده‌ام، آیا تعقل نمی‌کنید؟ ))‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

در تصدیق دیگر این امر، واقعه تاریخی مهمی وجود دارد که در واپسین لحظات عمر گرامی پیامبر کرم (ص) به وقوع پیوسته، زمانی که آن حضرت در بستر بیماری ملاحظه می‌فرماید که بین بعضی از اصحاب، زمزمه عهد شکنی با حضرت علی (ع) مطرح شده است. حضرت پیامبر (ص) با وجود ضعف بسیار، امر به آوردن کاغذ و قلم می‌فرماید تا چیزی بنویسد که از شکسته شدن عهد و میثاق غدیر خم در انتصاب الهی حضرت علی (ع) به جانشینی ایشان ممانعت به عمل آید. متأسفانه خلیفه اول جسارت کرده و می‌گوید که پیامبر تب دارد و هذیان می‌گوید، لذا مانع از آوردن کاغذ و قلم می‌شود. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

بروز این واقعه تلخ، در دو کتاب اصلی و مورد استناد اهل تسنن، یعنی کتاب ((صحیح بخاری)) جلد ۵، صفحه ۱۳۸ و کتاب ((صحیح مسلم)) جلد ۳، صفحه ۱۲۵۹، صراحتاً منعکس بوده و ضمن اثبات وقوع چنین اتفاق ناگواری، توانایی حضرت پیامبر (ص) در خواندن و نوشتن را نیز محرز می‌دارد. ‬‬‬

در راستای اثبات هرچه بیشتر آنچه گفته شد، سندهایی دیگر از قرآن کریم، در خصوص آموزش‫ پیامبران الهی تقدیم می‌گردد، آنجا که چنین آمده است:‬‬‬‬‬‬‬

۱-سوره طه آیات ۳۹ و ۴۱، این آیات در خصوص آموزش حضرت موسی (ع) در زمان کودکی‫ست، آنجا که خداوند خطاب به آن حضرت چنین می‌فرماید :‬‬‬‬

((تا زیر نظر من تربیت شوی)). ((و تو را برای خویش پرورش داده و برگزیدم)).

۲-سوره شعراء آیه ۲۱، در این آیه حضرت موسی (ع) به مردم چنین می‌فرماید: ‬

((پروردگارم به من حکمت و علم عطا فرموده و از پیامبرانم قرار داد)).

۳-سوره طه آیه ۲۵، در این آیه حضرت موسی (ع) از خدا تقاضا می‌کند که سینه‌اش را برای درک حقایق بگشاید، آنجا که چنین آمده :‬

((موسی عرض کرد که خداوندا سینه‌ام را برایم گشادگی بخش)).

۴-سوره قصص آیه ۱۵ : در این آیه نیز آمده که خداوند به حضرت موسی (ع) علم و حکمت عطاء فرموده، آنجا که چنین آمده است: ((به موسی حکمت و علم دادیم)).

۵- سوره کهف آیه ۶۵ : این آیه نیز در مورد اعطاء دانش به حضرت خضر (ع) می‌باشد، آنجا که چنین می‌فرماید : ((و از جانب خود به او دانش آموخته بودیم)) ‬‬

۶-سوره نمل آیات ۱۵ و سوره بقره آیه ۲۵۱: در این آیات از بخشیدن علم و دانشِ لَدُّنی به حضرت داوود (ع) سخن گفته شده، آنجا که چنین می‌فرماید :‬‬‬

((به داود و سلیمان دانشی دادیم … )). ((خداوند (به داوود) مُلک و حکمت داد و از هر آنچه که می‌خواست به او آموزش داد)) ‬

۷-سوره نمل آیات ۱۶ و ۲۰ و سوره انبیاء آیه ۷۹ : در این آیات، از بخشیدن علم و حکمت لدّنی به حضرت سلیمان (ع) سخن گفته شده، خصوصاً آموزش زبان پرندگان آنجا که چنین آمده است :

((و سلیمان از داوود ارث برد و گفت که ای مردم، به ما زبان پرندگان آموخته شد)).
((به سلیمان زبان پرندگان آموختیم)). ((و حکمت و عِلم به سلیمان دادیم)).

اکنون با غزلی از جناب حافظ شیراز، مطلب را به پایان می‌بریم، آنجا که به شیوایی فرموده که پیامبر اسلام (ص) نه تنها از هیچ استادی درس نگرفته، بلکه با غمزه و اشارتی، آموزگار تمام استادان جهان گردیده است، آنجا که چنین فرموده:‬

نگارِ من که به مکتب نرفت و خط ننوشت به غَمزه، مسئله آموزِ صد مُدَرِّس شد.

» بابک امیر سرهنگ پور – مصطفی حمیدیان

print

Post Author: فرهنگ نمین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *